تبلیغات
بن بست لحظه های نیلوفری - گفتم....
نیلوفر زیبا ترین و تنها گلیست که در سخت ترین شرایط می روید فقط برای اینکه ثابت کند در بدترین شرایط هم میتوان بهترین بود
بن بست لحظه های نیلوفری
جمعه 18 تیر 1389 :: نویسنده : نیلوفرانه
گفتم : تو شیرین منی

گفتا : تو فرهادی مگر؟؟

گفتم : خرابت می شوم

گفتا : تو آبادی مگر؟؟

گفتم : ندادی دل به من

گفتا : تو جان دادی مگر؟؟

گفتم : ز كویت می روم

گفتا : تو آزادی مگر؟؟

گفتم: فراموشم نكن

گفتا : تو در یادی مگر؟؟




نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 16 مرداد 1396 01:22 ب.ظ
Having read this I thought it was really enlightening.
I appreciate you spending some time and energy to put this informative article together.
I once again find myself personally spending way too much time both reading
and leaving comments. But so what, it was still worth it!
شنبه 19 تیر 1389 04:05 ب.ظ
شب از جایی شروع می شه که تو چشمات و می بندی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


می نویسم برای ماندگاری ....فقط برای خودم...برای دل خودم.....
شعر های شعاری زندگیم..
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد
خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
......
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم
.....
جر خدا کیست که در سایه ی مهرش برویم
رحمت اوست که هر لحظه پناه منو توست
....
افتادگی اموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد اب زمینی که بلند است
....
در این دنیای بی ارزش چرا مغرور می گردی
سلیمان هم شوی اخر نصیب گور می کردی
....
گفتیم جوانیم به پیری برسیم توبه کنیم
از بس که جوان مرد کسی پیر نشد
...
و خدایا پشت حصار تکرار خطاهابم بنویس: جوانی...

مدیر وبلاگ : نیلوفرانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :