تبلیغات
بن بست لحظه های نیلوفری - درد و دلم....
نیلوفر زیبا ترین و تنها گلیست که در سخت ترین شرایط می روید فقط برای اینکه ثابت کند در بدترین شرایط هم میتوان بهترین بود
بن بست لحظه های نیلوفری
چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : نیلوفرانه

سلام

این اولین باریه که اول پست های وبلاگم سلام میدم

سلام ادم و خودمونی میکنه اینطور نیس؟

شاید چون میخواستم خیلی راحت حرفمو بگم سلام کردم

راستس تاحالا دوست صمیمی نداشتم و هیچ وقت هم با کسی درد و دل نکردم

با وجودی که آدم راحتیمو به قول بعضیا چایی نخورده پسر خاله میشم اما هیچوقت حرف دلم و به

 کسی نزدم ولی از راز دل خیلیا با خبرم

گاهی آدم نیاز پیدا میکنه به اینکه یکی حرفاش رو تایید کنه

یکی که درکش کنه

یکی که نظراتش موافق نظرات اون یکی باشه

یکی که بتونه راحت حرفشو بهش بزنه

اما وقتی موضوع درس و مدرسه و امتحان باشه و بخوای درد ودل کنی همه میکشن کنار

نمیدونم این ملت میخوان چی رو بدونن  که تا میگم میخوام درد و دل کنم سریع خودمونی میشن و

 بهت میچسپن و یه جورایی میرن زیر زبونت

اما وقتی میگی موضوع درد ودلم درسه....میگه برو بابا ولمون کن

شاید شماهم حوصلتون سر رفت تا گفتم موضوع درس و مدرسس...حقم دارین....تو این دورو

 زمونه کسی حوصله خودش و دلشم نداره دیگه چه برسه به یکی دیگه

اما من مینوسم....فقط برای خودم.....

نمیدونم چرا امسال اصلن حس درس خوندن ندارم

دقیقا از زمانی که کلاس اول دبیرستان رفتم و نتونستم رتبه بیارم...دیگه کلا روحیمو از دست

 دادم...به حدی که گاهی گریه میکردم و مگفتم دلم نمیخواد برم مدرسه...الانم هم همینجور.....اصن

 حس درس خوندن نیس...دیگه اون دانش آموز درس خون مدرسه نیسم که همیشه رتبه دوم یا

 سوم میشدم...

 

امتحانات پایانیمون شروع شده....

همشو گند زدم...

باورتون میشه اصن لا کتابو هم باز نکردم...حوصلم نبود....حسم نمیکشید....مامان بخدا میشینم تو

 خونه کارای خونه رو یاد میگیرم اشپزی اصن هر چی که بگی...من نمی خوام  برم مدرسه مگه

 زوره....

 

کار من شده خواب

بچه ها مرغ (کرک) صدام میزنن....

ساعت یک و رب میام خونه میخوام تا 6 یا 8 یا ... 

خواب شبم که تنظیمه و سر ساعت 10 و نیم رسمی لالا...

حالم از خودم بهم میخوره

دلم میخواد گریه کنم

اما تو خانواده ی ما....

گریه کردن ممنوعه....تا گریه کنی دورتو میگیرن و میگن:چی کم داری؟چی گفتی برات نخریدیم؟

 بگو تا بخریم هر چی میخوای


اخه مامان بابا چرا فک میکنین همه چی تو خریدنه شما اصن درکم نمیکنین من یه نوجوونم اصن

 الکی میخوام گریه کنم چرا نمیزارین

ای خدا.....بازم شکرت

اخییششش

چه خوبه نه؟ حرفیدن...وای عالیه چقد خالی شدم

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 3 دی 1390 03:45 ب.ظ
شخصیت جالبی داری
دوشنبه 30 خرداد 1390 07:45 ب.ظ
گلم حرفتو تصدیق میکنم بازم باهات موافقم دوست خوب اینه وقتی بهش گفتی میخام دردودل کنم میگه بگو بعدش بهش بگی بشیمون شدم بهت گیرنده بگو بگو.مثل دوست خودم بهترین دوستم میثا جون توهم خوبی ولی در حدسلام شناختمت عزیزم
دوشنبه 23 خرداد 1390 07:19 ب.ظ
عوضش سوم خیلی خوبه به استثنا امتحان نهایی!
جمعه 6 خرداد 1390 10:01 ب.ظ
سلام گلم مرسی که بهم مدام سر میزنی ولی بدون منم زیاد اینجا میام اما همیشه نظر نمیزارم و وبلاگتم خیلی دوست دارم
سه شنبه 3 خرداد 1390 06:45 ب.ظ
نگران نباش حتما درست میشه
دوشنبه 2 خرداد 1390 07:01 ب.ظ
سلام
خیلی وبلاگ خوبی دااری
به وبلاگ منم سر بزن
جمعه 30 اردیبهشت 1390 04:17 ب.ظ
من که داشت گریم میگیره ....
آخه داستان منم هست....
جمعه 30 اردیبهشت 1390 01:15 ب.ظ
upam azizam
جمعه 30 اردیبهشت 1390 02:02 ق.ظ
سلام
ممنون از اینکه تو نظرخواهی شرکت کردین.
این حال و احوال شما منو یاد نوجوونی خودم میندازه. اون موقع شاید حالم از شما هم بدتر بود. یه جور اضطراب داشتم که منو ول نمیکرد. درسام بعد از اول دبیرستان افت کرد و چند تا درس افتادم. یه مدت نمیدونستم میخوام چیکار کنم یا حتی چه رشته ای بخونم.
الحمدالله بعد از چند سالی هم خودمو پیدا کردم و هم رشته مو . الان هم از درسم راضیم.
این احوالات بنظر من زودگذره .. تموم میشه.
جمعه 30 اردیبهشت 1390 12:17 ق.ظ
عیب نداری.بزرگ میشی یادت میره
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 07:19 ب.ظ
بهتون حق میدم و دركتون میكنم
چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 10:46 ب.ظ
اگه این طوری حالت بهتر می‌شه.
بیشتر بنویس ما گوش می‌کنیم.
نیلوفرانه نه دیگه نمیخوام کسی رو پر کنم خودم خالی شم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


می نویسم برای ماندگاری ....فقط برای خودم...برای دل خودم.....
شعر های شعاری زندگیم..
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد
خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
......
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم
.....
جر خدا کیست که در سایه ی مهرش برویم
رحمت اوست که هر لحظه پناه منو توست
....
افتادگی اموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد اب زمینی که بلند است
....
در این دنیای بی ارزش چرا مغرور می گردی
سلیمان هم شوی اخر نصیب گور می کردی
....
گفتیم جوانیم به پیری برسیم توبه کنیم
از بس که جوان مرد کسی پیر نشد
...
و خدایا پشت حصار تکرار خطاهابم بنویس: جوانی...

مدیر وبلاگ : نیلوفرانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :