تبلیغات
بن بست لحظه های نیلوفری - انتخاب رشته(درد و دلای من)
نیلوفر زیبا ترین و تنها گلیست که در سخت ترین شرایط می روید فقط برای اینکه ثابت کند در بدترین شرایط هم میتوان بهترین بود
بن بست لحظه های نیلوفری
یکشنبه 14 شهریور 1389 :: نویسنده : نیلوفرانه

الان میفهمم که اینکه تو کتاب مطالعات خوندیم که :

بزرگترین تصمیمات زندگی توی دوره نوجوانی و جوانی صورت میگیره یعنی چی

انتخاباتی که خیلی سر نوشت سازه

من که میگم شاید یکی از این تصمیمات این دوره انتخاب رشته باشه

رشتمو انتخاب کردم ....به حرف هیچکی هم گوش ندادم

چرا گوش که دادم...اما وقتی همه از انتخاب بد من میگفتن

خیلی نا امید شدم...برای همین تصمیم گرفتم راجع به انتخاب رشته از هیچ کسی

نظر خواهی نکنم

خوب راستش شرایط رشتمو میدونستم...

مثلا وقتی از این و اون میشنیدم که رشته ی انسانی بازار کار نداره

با دیپلم و فوقش کار بهت نمیدن

اصلا واسه رشته انسانی کاری نیست

جامعه نیاز به تجربی و حرفه فن داره

مخصوصا وقتی توی تلویزیون شنیدم که اموزش و پرورش اعلام کرده بود:

رشته های فنی و حرفه ای و تجربی پس از اتمام دوره تحصیل سریع شاغل میشن و

 بیکار نمیمونن

اینم شانس ماست

با وجودی که خیلی به رشتم علاقه دارمو  دلم میخواد روانشناس بشم

اما هنوزم سر در گمم که این رشته ای که انتخاب کردم به دردم میخوره؟انتخابم

درست بوده؟

و افکاری مثل:

اگه پشیمون شدم چی؟


اگه تو انسانی کم اوردم چی؟


و...

همیشه خدا منتظر بودم یکی از گرد راه پیدا بشه بگه افرین

خوب چیزیو انتخاب کردی

اما هیچکی نبود که اینو بگه

شایدم راهی نساخته بودم که کسی از راه بیاد

گاهی وقتی به کتابام نگاه می کنم پاک نا امید میشم

عربی:وای......هیچ سالی عربیم خوب نبوده


انگلیسی:یادگیری صفر....


جغرافیا:اّه حالم به هممیخوره....اخه اب و هوای ایران و جهان چه ربطی به من داره


امار:وای...اینکه ریاضیه...اومدیم انسانی که ریاضی نداشته باشه


دلم میخواد کلی درد و دل کنم

خالی شم....ولی نمیخوام کسی رو پر کنم

میدونید دیگه نگران چیم؟

نگران معدل

همیشه تو این فکرم که مهر که بشه سرکلاس

دبیر بپرسه خودتو معرفی کن و معدل سال اولتو بگو

من چی بگم

نه روم میشه خودمو معرفی کنم

نه روم میشه معدلمو بگم

می بینی نیلو

گند زدی به همه چیز

اخه کسی باورش میشه منی که همیشه جز رتبه و اول تا سوم بودم

اول دبیرستان رو با معدل...پشت سر بزارم

وای خجالت اوره

از خودم خجالت می کشم

از سرکوفت های خواهر دانشگاهیم که هی معدل بیشتر شدنشو به رخم میکشه

خدا خسته شدم...

مشاورم مشاورای قدیم....

راهنمایی بلد نیستن که...

فقط میگن هر کدوم علاقه داری برو


پ.ن:و هنوز موندم که انتخاب رشتم درسته یا نه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:03 ق.ظ
Hi excellent blog! Does running a blog such as this take a large
amount of work? I've very little understanding of computer programming but I had been hoping
to start my own blog in the near future. Anyhow, should you have any suggestions or techniques for new blog owners please share.
I know this is off subject however I simply needed to ask.
Thank you!
شنبه 7 اسفند 1389 03:46 ب.ظ
تصمیم حیاتی هست تا وقت داری خوب فكر كن علاقه همه جا كار ساز نیست.اونی رو انتخاب كن كه اینده ات رو توش میبینی.واینكه همیشه خواستن توانستن نیست گاهی برعكسش بهتر درمیاد.
یکشنبه 21 شهریور 1389 07:32 ب.ظ
سلام
خودت رو سر در گم و گیج نکن
من توصیه میکنم رشته ای رو بری که واقعا علاقه داری
من تجربی رفتم ولی به انسانی علاقه داشتم
الانم از انتخاب رشتم واقعا پشیمونم
دوشنبه 15 شهریور 1389 08:41 ب.ظ
بابا هر کی هر چی میگه واسه خودش میگه !!!
این همه دانشمند ، مرد زمانشون با کدومشون هم عقیده بودند ؟؟؟
وقتی نتیجه ی کاراشونو دیدند به تازه فهمدین داستان از چه قراره !!!
شما هم وقتی رشته ی مورد علاقتونو انتخاب کردید ، دیگه به دیگران کارتون نباشه چون هر کسی علاقه ی خودشو به شما پیشنهاد می کنه !!!
با علاقه به راهتون ادامه بدید تا موفق بشید !!!
دوشنبه 15 شهریور 1389 06:45 ق.ظ
به منم زیاد میگفتن. ولی چون خودم انسانی رو دوست داشتم حرف بقیه رو اهمیت ندادم
به این لینک یه سری بزن: http://artadokht.wordpress.com/2010/03/10/%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D8%AF-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%D9%8A%D8%AA/
دوشنبه 15 شهریور 1389 12:55 ق.ظ
به عنوان کسی که به تمام این رشته‌های سرک کشیده. بر خلاف تصور بازار رشته انسانی خیلی از رشته تجربی بهتر است.
یکشنبه 14 شهریور 1389 11:31 ب.ظ
salam.bebin be chi alaghe dari.be har chi dos dari boro.sharte aval alagheye.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


می نویسم برای ماندگاری ....فقط برای خودم...برای دل خودم.....
شعر های شعاری زندگیم..
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد
خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
......
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم
.....
جر خدا کیست که در سایه ی مهرش برویم
رحمت اوست که هر لحظه پناه منو توست
....
افتادگی اموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد اب زمینی که بلند است
....
در این دنیای بی ارزش چرا مغرور می گردی
سلیمان هم شوی اخر نصیب گور می کردی
....
گفتیم جوانیم به پیری برسیم توبه کنیم
از بس که جوان مرد کسی پیر نشد
...
و خدایا پشت حصار تکرار خطاهابم بنویس: جوانی...

مدیر وبلاگ : نیلوفرانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :